بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧١١ - مورد تنافى بين مطلق و مقيد
الحلو منه باعتباره احد افراد الواجب. و كذا لا يتنافيان لو فهم من التّكليف فى المقيّد انّه تكليف في وجود ثان غير المطلوب من التّكليف الاوّل، كما اذا فهم في المقيّد في المثال طلب شرب اللّبن الحلو ثانيا بعد شرب لبن ما.
ترجمه:
مسئله ششم: مطلق و مقيّد متنافى (شرح معناى تنافى)
معناى تنافى بين مطلق و مقيّد اينستكه تكليف در مطلق با تكليف در مقيّد با حفظ ظهورشان با هم قابل اجتماع نيستند و بعبارت ديگر: ظهور هريك ديگرى را تكذيب مىنمايد.
مثال
مثلا اگر طبيب به مريض بگويد: اشرب لبنا (شير بياشام).
و پس از آن بگويد: اشرب لبنا حلوا (شير شيرين بياشام).
ظاهر عبارت دوّم تعيين شيرى است كه شيرين باشد ولى ظاهر كلام اوّل جواز آشاميدن شير غير شيرين نيز مىباشد چه آنكه مقتضاى اطلاقش چنين مىباشد.
مورد تنافى بين مطلق و مقيّد
البتّه تنافى بين مطلق و مقيّد در موردى است كه تكليف در هردو يكى باشد همچون مثال گذشته، بنابراين اگر تكليف در يكى معلّق بر شيئى و در ديگرى معلّق بر شيئ آخرى باشد تنافى منتفى است نظير اينكه:
طبيب در مثال گذشته بگويد: اذا اكلت فاشرب لبنا (وقتى خواستى غذا بخورى شير بياشام).